باقیمانده سر ستون عمارت علی بگ در دیوار یکی از منازل مسکونی روستای ناو

  در سالهای نه چندان دور نظام ارباب رعیتی در منطقه ما حاکم بوده است.افرادی به حکم زور و زر حاکم بر امورات مردم بودند.ظلم و بیداد بسیاری در حق مردم بینوا روا داشته شده است.جنگها و نزاع های قبیله ای و قومی بسیاری در گرفته و خونهای بسیاری به ناحق ریخته شده است.افراد بی گناه بسیاری به ناحق زیر زجر و شکنجه تا سرحد مرگ پیش رفته اند.خدمت به خان ها و ارباب ها جزئی از وظایف روزمره مردم بوده،و تخطی از آن به منزله معصیتی بزرگ و مستوجب شدیدترین مجازاتها بوده است. در سال 1345 هجری قمری یعنی حدود 87 سال پیش «علی بگ» از خانواده بگ های آلمانه مالک روستای ناو شد.او برنامه دراز مدتی برای اقامت و حکمرانی بر مردم در سر داشت.از این رو اقدام به ساخت عمارتی در مکانی به همین اسم در «سةردةگا» کنونی نمود.ساخت عمارت توسط مردم و با زور و ارعاب انجام شد.مصالح به کار رفته در آن ازجمله چوب و تیرهای سقف عمارت از درختان  میوه ای که منبع رزق و روزی مردم بود،تهیه می شد.مأموران او به میان باغ های مردم می رفتند،و هر درختی را که مناسب بود،با یا بدون رضایت صاحب آن قطع می کردند.سنگهای بنا توسط کارگران بدون دریافت یک ریال دستمزد و یک لقمه نان از کوههای اطراف آورده می شدند. یک سال بعد ساخت عمارت تمام شده بود.علی بگ با اقتدار و غروری که مشخصه خان های آن دوره بود.در حیاط عمارت باشکوهش قدم می زد.و مرد مسنی را که از آنجا رد می شد،دید.و خطاب به او گفت:به نظر شما در این حیات چه بکارم،که مناسب آن باشد؟مرد مسن جواب داد:«قربان پیاز بکارید.» جواب پیرمرد آب سردی بر پیکر علی بگ بود.زیرا کاشت پیاز در حیاط منزل در فرهنگ رایج آن زمان و شاید امروز نیز شگون ندارد.و نماد ویرانی و بد یمنی است. روزها گذشت،و او هرگز در عمارتش احساس آرامش نکرد.یکی از روزها که طبق معمول قدم می زد،تک تیر اندازی از فاصله بسیار دوری در ارتفاعات روبروی روستا کلاه او را هدف قرار داد.عده ای معتقدند،که هدف تیر انداز کشتن علی بگ بوده است.و تیر او به هدف نخورده است.و.اما بعضی ها می گویند:هدف کشتن او نبوده است.و تیرانداز به عمد کلاه او را نشانه گرفته است.و بدین وسیله خواسته اند،از او زهر چشم بگیرند. این اتفاقات و شرایط سیاسی آن دوره سبب شد،که علی بگ روستای ناو را ترک کند.و بعد از آن هرگز بر نگشت.عمارت با شکوه او سالها بعد به تدریج ویران شد.و توسط مردم غارت گردید.و مصالح آن هر یکی در ساختن خانه ای به کار گرفته شد.و امروز دیگر از آن عمارت جز نام آن و سر ستونی که در دیوار یکی از خانه های روستا کار گذاشته شده است،اثری باقی نمانده است.  

                     با تشکر از : 

                             رضا رضازاده - فایق مرادی - احمد مرادی