جوان ناوی محمود گلناری به رحمت ایزدی پیوست

 

انا لله و انا الیه راجعون

 

 به اطلاع دوستان وآشنایان واهالی روستای ناو می رسانم امروز  بیست وهشتم  بهمن  برادر محمود گلناری  فرزند رحیم به رحمت خدا پیوست

در گذشت ایشان رابه تمامی اهالی روستای ناو  و به باز ماندگان  تسلیت عرض نموده  واز خداوند متعال برای ایشان بهشت ابدی را خواستاریم

 

 

ارسالی از س.ش

چیست ؟ چیست فرق آدمی با جانور ؟! تا که می نازد به خود از آن بشر ? درطبیعت بی گمان هرجانور هست هنگام سیری بی خطر من نمی دانم چرا نوع بشر وقت سیری می شود خونخوارتر !!! درمیان جنگل دور و دراز هیچ حیوان دیده ای همجنس باز ؟! هیچ شیر دیده ای در بیشه زار جمع شیران را کشد بالای دار ؟! هیچ گرگی بوده کز بهر مقام گرگها را کرده باشد قتل عام ؟! هیچ ماری دیده ای با زهر خود کُشته ها برپا کند در شهر خود ؟! هیچ میمون ساخته بمب اتم تا که هستی را کند از صحنه گُم ؟!!! دیده ای هرگز الاغی باربر مین گذارد کار زیر پای خر ؟! هیچ اسبی دیده ای غیبت کند ؟! یا به اسب دیگری تهمت زند ؟!! هیچ خرسی آتش افروزی کند ؟! یا گرازی خانمان سوزی کند ؟!!! هیچ گاوی دیده ای کز اعتیاد داده گاو و گاوداری را به باد ؟!! پس چرا ؟ انسان با عقل و خرد آبروی دام و دد را می برد ؟!! پس بُوَد دیوانه بی آزارتر زان که محروم است از عقل بشر مولوی استاد حکمت در جهان کرده بس این نکته را شیرین بیان آزمودم عقل دوراندیش را بعد از این دیوانه سازم خویش را

ارسالی از دکتر فتح الله مرادی

ًﺑﺎﮐﺮﺍﻭﺍﺕ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺧﺪﺍ، ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ،

ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺟﻬﺖ ﺍﻫﻞ ﺭﻳﺎ، ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ،

ﺭﻳﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺯ ﺍﺩﺏ ﺻﺎﻑ ﻧﻤﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺗﻴﻎ،

ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺁﻳﻨﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﻕ ﻭ ﺻﻔﺎ، ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ،

ﻣﻦ ﺣﺮﻭﻑ ﻋﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﺭ ﯾﺎﺩ...،

ﻧﻨﻤﻮﺩﻡ ﺯ ﺗﻪ ﺣﻠﻖ ﺍﺩﺍ، ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ،

ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻗﺎﺳﻢ ﻭ ﺟﺒﺎﺭ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺳﺨﻨﯽ،

ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺯ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺻﻔﺎ، ﻣﻬﺮ ﻭ ﻭﻓﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ،

ﻫﻤﭽﻮ ﻭﺍﻋﻆ ﻧﻪ ﻋﺼﺎ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﻧﻪ ﻧﻌﻠﻴﻦ،

ﺳﺮﺧﻮﺵ ﻭ ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﻭ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﭘﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ،

ﻣﺪﻋﯽ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﮐﯽ؟

ﻣﻦ ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﻪ ﺑﯽ ﭼﻮﻥ ﻭ ﭼﺮﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ،

ﺗﻮ ﺳﺮﺕ ﭘﻴﺶ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺒﺎﻥ ﺧﻢ ﺷﺪ ﻭ ﺭﺍﺳﺖ،

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﻣﺪﻡ ﻭ ﺭﻗﺺ ﮐﻨﺎﻥ، ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ،

ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﺩﻳﺮ ﻭ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﺮﺳﻴﺪ،

ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﮐﺸﻤﮑﺶ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ، ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ،

ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯼ ﺩﻝ ﺗﻮ ﺑﯿﺎ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﺳﺎﻻﺭﻡ ﺷﻮ،

ﭼﻮ ﺑﺪﻳﻨﺴﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ خویش ﺭﻫﺎ، ﺭﻓﺘﻢ ﻭ شد

کودک فقیر ارسالی از مهندس امین رحمانی

کودکی از پدر فقيرش يک جفت کفش نو خواست

ﭘﺪﺭ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ 1000 ﺗﺎ ﭼﺴﺐ ﺯﺧﻢ ﺭﻭ ﺑﻔﺮﻭﺵ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﺕ ﮐﻔﺶ ﺑﺨﺮﻡ...

بچه ﻧﺸﺴﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﻨﻢ 1000 ﻧﻔﺮ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﺸﻮﻥ ﺯﺧﻢ ﺑﺸﻪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﮐﻔﺶ ﺑﺨﺮﻡ؟ ﻭﻟﺶ ﮐﻦ، ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻔﺸﺎﯼ ﭘﺎﺭﻩ ﺧﻮﺑــــــــــــــﻪ...

خدایا!!

ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻬﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺍ آﻧﭽﻨﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﯼﮐﻪ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﻣﯿﺸﻮیم ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍ یم...

مطلب آموزنده از دکتر صابر فتحی

پدرم دلواپسِ آینده‌ی خواهرم است، اما حتی یک‌بار هم اتفاق نیفتاده که با هم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند. خواهرم نگرانِ فشارِ کاریِ پدرم است، اما حتی یک‌بار هم نشده که خواسته‌هایش را به تعویق بیاندازد تا پدر برای مدتی احساسِ آرامش کند. مادرم با فکرِ خوشبختیِ من خوابش نمی‌برد. اما حتی یک‌بار هم نشده که با من در موردِ خوشبختی‌ام صحبت کند و بپرسد: فرزندم چه چیزی تو را خوشحال‌ می‌کند؟ من با فکرِ رنج و سختیِ مادرم از خواب بیدار می‌شوم. اما حتی یک‌بار هم نشده که دستش را بگیرم، با او به سینما بروم، با هم تخمه بشکنیم، فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم. ما از نسلِ آدم‌های بلاتکلیف هستیم. از یک‌طرف در خلوتِ خود، دلمان برای این و آن تنگ می‌شود، از طرف دیگر، وقتی به هم می‌رسیم، لال‌مانی می‌گیریم! انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در موردِ دل‌تنگی‌مان بگوئیم! تکلیفمان را با خودمان روشن نمی‌کنیم. یکدیگر را دوست می‌داریم اما آنقدر شهامت نداریم که دوست‌داشتن‌مان را ابراز کنیم. !

دانلود  برنامه های مولودی خوانی  مریوان

دانلود  برنامه اول  مولودی خوانی  مسجد قبای بهاران   قرائت قرآن         دانلود

دانلود  برنامه دوم  مولودی خوانی  مسجد قبای بهاران     تواشیح یک    دانلود     

 دانلود برنامه سوم مولودی خوانی مسجد قبای مریوان  خیرمقدم          دانلود

 دانلود برنامه چهارم مولودی خوانی مسجد قبای مریوان   تواشیح دو     دانلود

دانلود برنامه پنجم  مولودی خوانی  مسجد قبای بهاران   مقاله  برادر سلیمان رحمانی    دانلود

دانلود برنامه ششم مولودی خوانی  مسجد قبای بهاران تواشیح سوم   دانلود  

دانلود برنامه ششم مولودی خوانی مسجد قبای بهاران  سخنرانی دانلود

دانلود برنامه  هفتم  مولودی خوانی مسجد قبای بهاران  تواشیح چهارم   دانلود

دعای پایان مراسم    دانلود

 

گفتگوی روزنامه ی زانیاری با روشندل روستای ناو وحافظ کل قرآن کریم ارسال عکس  مهندس عادل رستمی